تبليغاتX
عشق حقیقی ازخویشتن فارغ است و از ترس رها







عشق حقیقی ازخویشتن فارغ است و از ترس رها

عشق خداست

اگر یک بار دیگر می زیستم سخن کمتر می گفتم، بیشتر گوش می سپردم،دوستانم را به شام دعوت می کردم بی آنکه نگران لکه هایی که بر فرش افتاده یا مبلی که رنگ و رویش رفته است باشم. اگر بار دیگر می زیستم دوستت دارم های بیشتر و مرا ببخشیدهای بیشتری می گفتم.لیکن از هر آنچه گفتم مهمتر اگر بار دیگر زندگی می کردم هر لحظه آن را در چنگ می گرفتم ، به آن می نگریستم و آن را واقعا می دیدم ، هر لحظه را زندگی می کردم و هرگز آنرا باز پس نمی دادم. بر سر چیزهای کوچک تا این حد بر افروخته نشو . نگران آن نباش که چه کسی تو را دوست ندارد و چه کسی بیشتر از تو مال جهان دارد و یا دیگران چه میکنند. بیا در عوض از آنان که دوستمان دارند لذت ببریم بیا تا به آنچه خدا به ما داده است بایندیشیم، بیا هر روز به آنچه برای بهبود جسم و روان خود ، عواطف و روحیات خود انجام می دهیم فکر کنیم . زندگی کوتاه تر از آن است که بگذاری از کنارت بگذرد ، زندگی تنها یک لحظه با ماست و آنگاه رفته است. . . . خدایا مرا به خاطر شکایت هایم ببخش و زمانی که ناشکری کردم به آرامی یاد آوری کن از تو به خاطر آنچه برایم مقدر کرده ای متشکرم
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386 توسط پری |