هجرت
Exile
هجرت
Cold as the northern winds
سرد چون باد صبا
In December mornings,
در صبحدمان نخستین ماه زمستانی
Cold is the cry that rings
فریاد سردیست
From this far distant shore
که از این ساحل دور افتاده بر می خیزد
Winter has come to late
زمستان چه دیر هنگام سر رسیده است
Too close beside me
سر رسیده است
How can I chase away
و چه نزدیک من است
All these fear deep inside?
چگونه گریزم از ژرفای وجودم
I'll wait the sings to come
در انتظار نشانه ها خواهم نشست
I'll find away
راهی خواهم یافت
I will wait the time to come
در انتظار زمان خواهم نشست
I'll find away home
راهی به سوی خانه خواهم یافت
My light shall be the moon
آنگاه که بسوی تو بر آب روانه میگردم
And my path-the ocean
مهتاب چراغی دارم
As I sail home to you
اقیانوس طریقی و ستاره صبحدمی
Who then can warm my soul?
پس کیست که جان مرا گرما بخشد؟
How can guall my passion?
کیست که آتش اشتیاق مرا فرونشاند؟
Out of these dreams a bout
در میان همه رویاهایم قایقیست
I will home to you.
مرا بسوی تو ، بسوی خانه روانه می کند.



