تبليغاتX
عشق حقیقی ازخویشتن فارغ است و از ترس رها







عشق حقیقی ازخویشتن فارغ است و از ترس رها

هجرت

 

Exile

هجرت

Cold as the northern winds

سرد چون باد صبا

In December mornings,

در صبحدمان نخستین ماه زمستانی

 Cold is the cry that rings

فریاد سردیست

From this far distant shore

که از این ساحل دور افتاده بر می خیزد

Winter has come to late

زمستان چه دیر هنگام سر رسیده است

Too close beside me

سر رسیده است

How can I chase away

و چه نزدیک من است

All these fear deep inside?

چگونه گریزم از ژرفای وجودم

I'll wait the sings to come

در انتظار نشانه ها خواهم نشست

I'll find away

راهی خواهم یافت

I will wait the time to come

در انتظار زمان خواهم نشست

I'll find away home

راهی به سوی خانه خواهم یافت

 My light shall be the moon

آنگاه که بسوی تو بر آب روانه میگردم

 And my path-the ocean

مهتاب چراغی دارم

As I sail home to you

اقیانوس طریقی و ستاره صبحدمی

 

Who then can warm my soul?

پس کیست که جان مرا گرما بخشد؟

 

How can guall my passion?

کیست که آتش اشتیاق مرا فرونشاند؟

Out of these dreams a bout

در میان همه رویاهایم قایقیست

I will home to you.

مرا بسوی تو ، بسوی خانه روانه می کند.

 

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 توسط پری |